آیا بخاطر دارید بچه که بودیم دنیا را چگونه نگاه می کردیم ؟ دوست داشتن هایمان چگونه بود ؟ مسائل و مشکلاتمان چه بود ؟ و حالا چه ؟
کاش هنوزم همه رو ۱۰ تا دوست داشتیم
بچه که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم
اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم
کاش دل هامون به بزرگی بچگی بود
کاش همان کودکی بودیم که حرف هایش
را از نگاهش می توان خواند

کاش هنوزم برای حرف زدن
نیازی به صحبت کردن نداشتیم

کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود
کاش قلب ها در چهره بود

اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمیفهمد
و دل خوش کردهایم که سکوت کردهایم

دنیا را ببین ...
بچه بودیم از آسمان باران میآمد
بزرگ شدهایم از چشمهایمان میآید !

بچه بودیم همه چشمای خیسمون رو میدیدن
بزرگ شدیم هیچکی نمی بینه

بچه بودیم تو جمع گریه میکردیم
بزرگ شدیم تو خلوت

بچه بودیم راحت دلمون نمیشکست
بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه
بچه بودیم همه رو ۱۰ تا دوست داشتیم
بزرگ که شدیم بعضیها رو هیچی
بعضیها رو کم و بعضیها رو بینهایت دوست داریم

بچه که بودیم قضاوت نمیکردیم و همه یکسان بودن
بزرگ که شدیم قضاوتهای درست و غلط باعث شد که
اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه

کاش هنوزم همه رو
به اندازه همون بچگی ۱۰ تا دوست داشتیم
بچه که بودیم اگه با کسی دعوا میکردیم
یک ساعت بعد از یادمون میرفت

بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سال ها تو یادمون مونده و آشتی نمیکنیم

بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن کوچکترین چیز بود
بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزه

بچه بودیم درد دل ها را به هزار ناله میگفتیم همه میفهمیدند
بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به کسی میگوییم ... هیچ کس نمیفهمد

بچه بودیم دوستیامون تا نداشت
بزرگ که شدیم همه دوستیامون تا داره

بچه که بودیم بچه بودیم
بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ ؛ دیگه همون بچه هم نیستیم
بازگشت به لیست مطالب به روایت تصاویر
کامروا و پیروز باشید
علی نوروزی