در این بخش برگردان فارسی سوره المومنون از قرآن کریم را برای شما آورده ایم که توسط آیت الله مکارم شیرازی ترجمه شده است و تفاسیر داخل پرانتز از ایشان می باشد :
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
مؤمنان رستگار شدند; (۱)
آنها که در نمازشان خشوع دارند; (۲)
و آنها که از لغو و بیهودگى روى گردانند; (۳)
و آنها که زکات را انجام مى دهند; (۴)
و آنها که دامان خود را (از آلوده شدن به بى عفتى) حفظ مى کنند; (۵)
تنها آمیزش جنسى با همسران و کنیزانشان دارند، که در بهره گیرى از آنان ملامت نمى شوند; (۶)
و کسانى که غیر از این طریق را طلب کنند، تجاوزگرند! (۷)
و آنها که امانتها و عهد خود را رعایت مى کنند; (۸)
و آنها که بر نمازهایشان مواظبت مى نمایند; (۹)
(آرى،) آنها وارثانند! (۱۰)
(وارثانى) که بهشت برین را ارث مى برند، و جاودانه در آن خواهند ماند! (۱۱)
و ما انسان را از عصاره اى از گل آفریدیم; (۱۲)
سپس او را نطفه اى در قرارگاه مطمئن ( رحم) قرار دادیم; (۱۳)
سپس نطفه را بصورت علقه ( خون بسته)، و علقه را بصورت مضغه ( چیزى شبیه گوشت جویده شده)، و مضغه را بصورت استخوانهایى درآوردیم; و بر استخوانها گوشت پوشاندیم; سپس آن را آفرینش تازه اى دادیم; پس بزرگ است خدایى که بهترین آفرینندگان است! (۱۴)
سپس شما بعد از آن مى میرید; (۱۵)
سپس در روز قیامت برانگیخته مى شوید! (۱۶)
ما بر بالاى سر شما هفت راه ( طبقات هفتگانه آسمان) قرار دادیم; و ما (هرگز) از خلق (خود) غافل نبوده ایم! (۱۷)
و از آسمان، آبى به اندازه معین نازل کردیم; و آن را در زمین (در جایگاه مخصوصى) ساکن نمودیم; و ما بر از بین بردن آن کاملا قادریم! (۱۸)
سپس بوسیله آن باغهایى از درختان نخل و انگور براى شما ایجاد کردیم; باغهایى که در آن میوه هاى بسیار است; و از آن میخورید! (۱۹)
و (نیز) درختى را که از طور سینا مى روید ( درخت زیتون)، و از آن روغن و «نان خورش » براى خورندگان فراهم مى گردد (آفریدیم)! (۲۰)
و براى شما در چهارپایان عبرتى است; از آنچه در درون آنهاست ( از شیر) شما را سیراب مى کنیم; و براى شما در آنها منافع بسیارى است; و از گوشت آنها مى خورید; (۲۱)
و بر آنها و بر کشتیها سوار مى شوید! (۲۲)
و ما نوح را بسوى قومش فرستادیم; او به آنها گفت: «اى قوم من! خداوند یکتا را بپرستید، که جز او معبودى براى شما نیست! آیا (از پرستش بتها) پرهیز نمى کنید؟! (۲۳)
جمعیت اشرافى (و مغرور) از قوم نوح که کافر بودند گفتند: «این مرد جز بشرى همچون شما نیست، که مى خواهد بر شما برترى جوید! اگر خدا مى خواست (پیامبرى بفرستد) فرشتگانى نازل مى کرد; ما چنین چیزى را هرگز در نیاکان خود نشنیده ایم! (۲۴)
او فقط مردى است که به نوعى جنون مبتلاست! پس مدتى درباره او صبر کنید (تا مرگش فرا رسد، یا از این بیمارى رهایى یابد!)» (۲۵)
(نوح) گفت: «پروردگارا! مرا در برابر تکذیبهاى آنان یارى کن!» (۲۶)
ما به نوح وحى کردیم که: «کشتى را در حضور ما، و مطابق وحى ما بساز. و هنگامى که فرمان ما (براى غرق آنان) فرا رسد، و آب از تنور بجوشد (که نشانه فرا رسیدن طوفان است)، از هر یک از انواع حیوانات یک جفت در کشتى سوار کن; و همچنین خانواده ات را، مگر آنانى که قبلا وعده هلاکشان داده شده ( همسر و فرزند کافرت); و دیگر درباره ستمگران با من سخن مگو، که آنان همگى هلاک خواهند شد. (۲۷)
و هنگامى که تو و همه کسانى که با تو هستند بر کشتى سوار شدید، بگو: «ستایش براى خدایى است که ما را از قوم ستمگر نجات بخشید!» (۲۸)
و بگو: «پروردگارا! ما را در منزلگاهى پربرکت فرود آر، و تو بهترین فرودآورندگانى!» (۲۹)
(آرى،) در این ماجرا (براى صاحبان عقل و اندیشه) آیات و نشانه هایى است; و ما مسلما همگان را آزمایش مى کنیم! (۳۰)
سپس جمعیت دیگرى را بعد از آنها به وجود آوردیم. (۳۱)
و در میان آنان رسولى از خودشان فرستادیم که: «خدا را بپرستید; جز او معبودى براى شما نیست; آیا (با این همه، از شرک و بت پرستى) پرهیز نمى کنید؟!» (۳۲)
ولى اشرافیان (خودخواه) از قوم او که کافر بودند، و دیدار آخرت را تکذیب مى کردند، و در زندگى دنیا به آنان ناز و نعمت داده بودیم، گفتند: «این بشرى است مثل شما; از آنچه مى خورید مى خورد; و از آنچه مى نوشید مى نوشد! (پس چگونه مى تواند پیامبر باشد؟!) (۳۳)
و اگر از بشرى همانند خودتان اطاعت کنید، مسلما زیانکارید. (۳۴)
آیا او به شما وعده مى دهد هنگامى که مردید و خاک و استخوانهایى (پوسیده) شدید، بار دیگر (از قبرها) بیرون آورده مى شوید؟! (۳۵)
هیهات، هیهات از این وعده هایى که به شما داده مى شود! (۳۶)
مسلما غیر از این زندگى دنیاى ما، چیزى در کار نیست; پیوسته گروهى از ما مى میریم، و نسل دیگرى جاى ما را مى گیرد; و ما هرگز برانگیخته نخواهیم شد! (۳۷)
او فقط مردى دروغگوست که بر خداافترا بسته; و ما هرگز به او ایمان نخواهیم آورد!» (۳۸)
(پیامبرشان) گفت: «پروردگارا! مرا در برابر تکذیبهاى آنان یارى کن!» (۳۹)
خداوند) فرمود: «بزودى از کار خود پشیمان خواهند شد! (اما زمانى که دیگر سودى به حالشان ندارد.)» (۴۰)
سرانجام صیحه آسمانى آنها را بحق فرو گرفت; و ما آنها را همچون خاشاکى بر سیلاب قرار دادیم; دور باد قوم ستمگر (از رحمت خدا)! (۴۱)
سپس اقوام دیگرى را پس از آنها پدید آوردیم. (۴۲)
هیچ ابمتى بر اجل و سر رسید حتمى خود پیشى نمى گیرد، و از آن تاخیر نیز نمى کند. (۴۳)
سپس رسولان خود را یکى پس از دیگرى فرستادیم; هر زمان رسولى براى (هدایت) قومى مى آمد، او را تکذیب مى کردند; ولى ما این امتهاى سرکش را یکى پس از دیگرى هلاک نمودیم، و آنها را احادیثى قرار دادیم (چنان محو شدند که تنها نام و گفتگویى از آنان باقى ماند.) دور باد (از رحمت خدا) قومى که ایمان نمى آورند! (۴۴)
سپس موسى و برادرش هارون را با آیات خود و دلیلى روشن فرستادیم... (۴۵)
بسوى فرعون و اطرافیان اشرافى او; اما آنها تکبر کردند، و آنها مردمى برترى جوى بودند. (۴۶)
آنها گفتند: «آیا ما به دو انسان همانند خودمان ایمان بیاوریم، در حالى که قوم آنها بردگان ما هستند؟!» (۴۷)
(آرى،) آنها این دو را تکذیب کردند; و سرانجام همگى هلاک شدند. (۴۸)
و ما به موسى کتاب (آسمانى) دادیم; شاید آنان ( بنى اسرائیل) هدایت شوند. (۴۹)
و ما فرزند مریم ( عیسى) و مادرش را آیت و نشانه اى قرار دادیم; و آنها را در سرزمین مرتفعى که داراى امنیت و آب جارى بود جاى دادیم. (۵۰)
اى پیامبران! از غذاهاى پاکیزه بخورید، و عمل صالح انجام دهید، که من به آنچه انجام مى دهید آگاهم. (۵۱)
و این امت شما امت واحدى است; و من پروردگار شما هستم; پس، از مخالفت فرمان من بپرهیزید! (۵۲)
اما آنها کارهاى خود را در میان خویش به پراکندگى کشاندند، و هر گروهى به راهى رفتند; (و عجب اینکه) هر گروه به آنچه نزد خود دارند خوشحالند! (۵۳)
آنها را در جهل و غفلتشان بگذار تا زمانى (که مرگشان فرا رسد یا گرفتار عذاب الهى شوند). (۵۴)
آنها گمان مى کنند اموال و فرزندانى که بعنوان کمک به آنان مى دهیم... (۵۵)
براى این است که درهاى خیرات را با شتاب به روى آنها بگشاییم!! (چنین نیست) بلکه آنها نمى فهمند (که این وسیله امتحانشان است). (۵۶)
مسلما کسانى که از خوف پروردگارشان بیمناکند، (۵۷)
و آنان که به آیات پروردگارشان ایمان مى آورند، (۵۸)
و آنها که به پروردگارشان شرک نمى ورزند، (۵۹)
و آنها که نهایت کوشش را در انجام طاعات به خرج مى دهند و با این حال، دلهایشان هراسناک است از اینکه سرانجام بسوى پروردگارشان بازمى گردند، (۶۰)
(آرى) چنین کسانى در خیرات سرعت مى کنند و از دیگران پیشى مى گیرند (و مشمول عنایات ما هستند). (۶۱)
و ما هیچ کس را جز به اندازه تواناییش تکلیف نمى کنیم; و نزد ما کتابى است که (تمام اعمال بندگان را ثبت کرده و) بحق سخن مى گوید; و به آنان هیچ ستمى نمى شود. (۶۲)
ولى دلهاى آنها از این نامه اعمال (و روز حساب و آیات قرآن) در بى خبرى فرورفته; و اعمال (زشت) دیگرى جز این دارند که پیوسته آن را انجام مى دهند... (۶۳)
تا زمانى که متنعمان مغرور آنها را در چنگال عذاب گرفتار سازیم; در این هنگام، ناله هاى دردناک و استغاثه آمیز سرمى دهند! (۶۴)
(اما به آنها گفته مى شود:) امروز فریاد نکنید، زیرا از سوى ما یارى نخواهید شد! (۶۵)
(آیا فراموش کرده اید که) در گذشته آیات من پیوسته بر شما خوانده مى شد; اما شما اعراض کرده به عقب بازمى گشتید؟! (۶۶)
در حالى که در برابر او (پیامبر) استکبار مى کردید، و شبها در جلسات خود به بدگویى مى پرداختید؟! (۶۷)
آیا آنها در این گفتار نیندیشیدند، یا اینکه چیزى براى آنان آمده که براى نیاکانشان نیامده است؟! (۶۸)
یا اینکه پیامبرشان را نشناختند (و از سوابق او آگاه نیستند)، از این رو او را انکار مى کنند؟! (۶۹)
یا مى گویند او دیوانه است؟! ولى او حق را براى آنان آورده; اما بیشترشان از حق کراهت دارند (و گریزانند). (۷۰)
و اگر حق از هوسهاى آنها پیروى کند، آسمانها و زمین و همه کسانى که در آنها هستند تباه مى شوند! ولى ما قرآنى به آنها دادیم که مایه یادآورى (و عزت و شرف) براى آنهاست، اما آنان از (آنچه مایه) یادآوریشان (است) رویگردانند! (۷۱)
یا اینکه تو از آنها مزد و هزینه اى (در برابر دعوتت) مى خواهى؟ با اینکه مزد پروردگارت بهتر، و او بهترین روزى دهندگان است! (۷۲)
بطور قطع و یقین، تو آنان را به راه راست دعوت مى کنى. (۷۳)
اما کسانى که به آخرت ایمان ندارند از این راه منحرفند! (۷۴)
و اگر به آنان رحم کنید و گرفتاریها و مشکلاتشان را برطرف سازیم، (نه تنها بیدار نمى شوند، بلکه) در طغیانشان لجاجت مى ورزند و (در این وادى) سرگردان مى مانند! (۷۵)
ما آنها را به عذاب و بلا گرفتار ساختیم (تا بیدار شوند)، اما آنان نه در برابر پروردگارشان تواضع کردند، و نه به درگاهش تضرع مى کنند! (۷۶)
(این وضع همچنان ادامه مى یابد) تا زمانى که درى از عذاب شدید به روى آنان بگشاییم، (و چنان گرفتار مى شوند که) ناگهان بکلى مایوس گردند. (۷۷)
و او کسى است که براى شما گوش و چشم و قلب (عقل) ایجاد کرد; اما کمتر شکر او را بجا مى آورید. (۷۸)
و او کسى است که شما را در زمین آفرید; و به سوى او محشور مى شوید! (۷۹)
و او کسى است که زنده مى کند و مى میراند; و رفت و آمد شب و روز از آن اوست; آیا اندیشه نمى کنید؟! (۸۰)
(نه،) بلکه آنان نیز مثل آنچه پیشینیان گفته بودند گفتند. (۸۱)
آنها گفتند: «آیا هنگامى که مردیم و خاک و استخوانهایى (پوسیده) شدیم، آیا بار دیگر برانگیخته خواهیم شد؟! (۸۲)
این وعده به ما و پدرانمان از قبل داده شده; این فقط افسانه هاى پیشینیان است!» (۸۳)
بگو: «زمین و کسانى که در آن هستند از آن کیست، اگر شما مى دانید؟!» (۸۴)
بزودى (در پاسخ تو) مى گویند: «همه از آن خداست!» بگو: «آیا متذکر نمى شوید؟!» (۸۵)
بگو: «چه کسى پروردگار آسمانهاى هفتگانه، و پروردگار عرش عظیم است؟» (۸۶)
بزودى خواهند گفت: «همه اینها از آن خداست!» بگو: «آیا تقوا پیشه نمى کنید (و از خدا نمى ترسید و دست از شرک برنمى دارید)؟!» (۸۷)
بگو: «اگر مى دانید، چه کسى حکومت همه موجودات را در دست دارد، و به بى پناهان پناه مى دهد، و نیاز به پناه دادن ندارد؟!» (۸۸)
خواهند گفت: «(همه اینها) از آن خداست » بگو: «با این حال چگونه مى گویید سحر شده اید (و این سخنان سحر و افسون است)؟!» (۸۹)
نه، (واقع این است که) ما حق را براى آنها آوردیم; و آنان دروغ مى گویند! (۹۰)
خدا هرگز فرزندى براى خود انتخاب نکرده; و معبود دیگرى با او نیست; که اگر چنین مى شد، هر یک از خدایان مخلوقات خود را تدبیر و اداره مى کردند و بعضى بر بعضى دیگر برترى مى جستند (و جهان هستى به تباهى کشیده مى شد); منزه است خدا از آنچه آنان توصیف مى کنند! (۹۱)
او داناى نهان و آشکار است; پس برتر است از آنچه براى او همتا قرار مى دهند! (۹۲)
بگو: «پروردگار من! اگر عذابهایى را که به آنان وعده داده مى شود به من نشان دهى (و در زندگیم آن را ببینم)... (۹۳)
پروردگار من! مرا (در این عذابها) با گروه ستمگران قرار مده!» (۹۴)
و ما تواناییم که آنچه را به آنها وعده مى دهیم به تو نشان دهیم! (۹۵)
بدى را به بهترین راه و روش دفع کن (و پاسخ بدى را به نیکى ده)! ما به آنچه توصیف مى کنند آگاهتریم! (۹۶)
و بگو: «پروردگارا! از وسوسه هاى شیاطین به تو پناه مى برم! (۹۷)
و از اینکه آنان نزد من حاضر شوند (نیز) -اى پروردگار من- به تو پناه مى برم!» (۹۸)
(آنها همچنان به راه غلط خود ادامه مى دهند) تا زمانى که مرگ یکى از آنان فرارسد، مى گوید: «پروردگار من! مرا بازگردانید! (۹۹)
شاید در آنچه ترک کردم (و کوتاهى نمودم) عمل صالحى انجام دهم!» (ولى به او مى گویند:) چنین نیست! این سخنى است که او به زبان مى گوید (و اگر بازگردد، کارش همچون گذشته است)! و پشت سر آنان برزخى است تا روزى که برانگیخته شوند! (۱۰۰)
هنگامى که در «صور» دمیده شود، هیچ یک از پیوندهاى خویشاوندى میان آنها در آن روز نخواهد بود; و از یکدیگر تقاضاى کمک نمى کنند (چون کارى از کسى ساخته نیست)! (۱۰۱)
و کسانى که وزنه اعمالشان سنگین است، همان رستگارانند! (۱۰۲)
و آنان که وزنه اعمالشان سبک باشد، کسانى هستند که سرمایه وجود خود را از دست داده، در جهنم جاودانه خواهند ماند! (۱۰۳)
شعله هاى سوزان آتش همچون شمشیر به صورتهایشان نواخته مى شود; و در دوزخ چهره اى عبوس دارند. (۱۰۴)
(به آنها گفته مى شود:) آیا آیات من بر شما خوانده نمى شد، پس آن را تکذیب مى کردید؟! (۱۰۵)
مى گویند: «پروردگارا! بدبختى ما بر ما چیره شد، و ما قوم گمراهى بودیم! (۱۰۶)
پروردگارا! ما را از این (دوزخ) بیرون آر، اگر بار دیگر تکرار کردیم قطعا ستمگریم (و مستحق عذاب)!» (۱۰۷)
(خداوند) مى گوید: «دور شوید در دوزخ، و با من سخن مگویید! (۱۰۸)
(فراموش کرده اید) گروهى از بندگانم مى گفتند: پروردگارا! ما ایمان آوردیم; ما را ببخش و بر ما رحم کن; و تو بهترین رحم کنندگانى! (۱۰۹)
اما شما آنها را به باد مسخره گرفتید تا شما را از یاد من غافل کردند; و شما به آنان مى خندیدید! (۱۱۰)
ولى من امروز آنها را بخاطر صبر و استقامتشان پاداش دادم; آنها پیروز و رستگارند!» (۱۱۱)
(خداوند) مى گوید: «چند سال در روى زمین توقف کردید؟» (۱۱۲)
(در پاسخ) مى گویند: «تنها به اندازه یک روز، یا قسمتى از یک روز! از آنها که مى توانند بشمارند بپرس!» (۱۱۳)
مى گوید: «(آرى،) شما مقدار کمى توقف نمودید اگر مى دانستید!» (۱۱۴)
آیا گمان کردید شما را بیهوده آفریده ایم، و بسوى ما باز نمى گردید؟ (۱۱۵)
پس برتر است خداوندى که فرمانرواى حق است (از اینکه شما را بى هدف آفریده باشد)! معبودى جز او نیست; و او پروردگار عرش کریم است! (۱۱۶)
و هر کس معبود دیگرى را با خدا بخواند -و مسلما هیچ دلیلى بر آن نخواهد داشت- حساب او نزد پروردگارش خواهد بود; یقینا کافران رستگار نخواهند شد! (۱۱۷)
و بگو: «پروردگارا! مرا ببخش و رحمت کن; و تو بهترین رحم کنندگانى! (۱۱۸)
کامروا و پیروز باشید
علی نوروزی