فارغ از اینکه خیلی افراد دوست دارند مدیر باشد و عده کمی توانایی های یک مدیریت مطلوب را دارند ، در اینجا برخی ویژگی های یک مدیر محبوب و مردمی را آورده ایم :
در نظام مدیریتی نوین فاکتورهای مهمی در موفقیت یک مجموعه دخیل است که از جمله این فاکتورها وجود شخصی مدیر و مدبر در راس مجموعه به عنوان گرداننده و هماهنگ کننده امور می باشد ، تعیین سیاست های کلی شرکت ، نظارت بر حسن اجرای قوانین و راهبری و هدایت افراد تحت امر از وظایف اصلی رئیس می باشد ، هرچقدر یک سیستم وسیع تر باشد به همان نسبت مسئولیت های مدیران افزایش می یابد.
یک مدیر با صلاحیت صرفه نظر از حجم مسئولیت و نوع مجموعه ای که بر آن ریاست می کند باید حداقل دارای ویژگی ها و خصوصیات زیر باشد ( و محدود به اینها نمی باشد ) :
۱- داشتن تخصص
فردی که بر مجموعه ای مدیریت می کند باید دارای دو ویژگی باشد ، اول اینکه باید با علوم نوین مدیریت آشنایی کافی داشته باشد و بطور مستمر خود را با جدیدترین روش های راهبردی و استراتژیک مدیریت بروز کند ، دوم باید درزمینه فعالیت مجموعه تحت امرش تخصص داشته باشد و رشته تحصیلی اش مرتبط با آن باشد ، مثلاً فردی که در زمینه زیست شناسی تحصیل نموده نمی تواند مدیر خوبی در یک شرکت تولید قطعات اتومبیل باشد ، داشتن تجربه و سابقه کاری در زمینه مدیریت و رشته تخصصی نیز بسیار حائز اهمیت است.
۲- استفاده از نیروی انسانی حرفه ای و متعهد
وجود کارمندانی متخصص ، با صلاحیت و شایسته که وجدان کاری داشته باشند و مسئولیتی که به آنها واگذار شده است را با جدیت انجام دهند ، می تواند در موفقیت و پیشرفت یک مجموعه نقش بسزایی ایفا نماید ، یک مدیر واقعی همیشه سعی می کند افرادی را به خدمت بگیرد که در زمینه تخصصی خود از بهترین ها باشند و دو فاکتور سخت کوشی و مسئولیت پذیری ازویژگی های آنها محسوب گردد ، صرف اینکه کسی معتمد ، دوست ، آشنا یا فامیل است نباید او را به سمتی حساس منصوب کرد ، میدان دادن به افراد جدید و کشف استعدادها و منحصر نکردن فرصت ها و پست های شغلی برای برخی افراد خاص نیز از وظایف مهم مدیران فهیم است.
۳- گریز از خودکامگی و روی آوردن به مشورت گرایی
عدم استقبال ازنظرات کارمندان دیگر ، بی توجهی به پیشنهادات ، دیکته کردن مطلق دستورات ، اصرار بر اجرای بی چون و چرای قوانینی که صحیح به نظر نمی رسند و مورد انتقاد اکثریت است ، باعث عدم اعتماد کارمندان و سستی در انجام امور شده و اعتبار یک مدیر را پایین خواهد آورد ، در علوم مدرن مدیریتی اصل مشورت و بهره گیری از نظرات دیگران به عنوان مهمترین فاکتور موفقیت بشمار می رود ، برخی مدیران تصور می کنند " عقل کل " هستند و این باعث نارضایتی های گسترده در بین کارمندان می گردد.
۴- حذف فرهنگ تملق و چاپلوسی
یک مدیر واقعی هیچ گاه به کارمندان اجازه ایجاد و گسترش فرهنگ چاپلوسی ، تملق و " بله قربان گویی " در مورد خود را نمی دهد ، چون می داند این کار فقط به منظور حفظ و یا ارتقای سمت و مسائل مادی است ، نه احترام واقعی ، و بیشتر به " تظاهر مصلحتی " شباهت دارد ، تفهیم اینکه ارتقای شغلی و مالی تنها در صورت انجام صحیح مسئولیت ها و تلاش و کوشش بیشتر تحقق خواهد یافت و نه چاپلوسی ، وظیفه مدیر می باشد ، مدیران قوی اصولاً نیازی به شنیدن چاپلوسی کارمندان خود ندارند ، مگر اینکه از برخی اختلالات روان پریشی مانند خود بزرگ بینی رنج ببرند.
۵- رعایت مساوات ، عدالت و تکریم کارمندان
عدم تبعیض اخلاقی بین کارمندان ، احترام گذاردن به آنها ، تشویق ، خود داری از هر نوع توهین و تحقیر ، از جمله مشخصات مدیران موفق است ، هیچ گاه نباید درملاء عام فردی را مورد توبیخ قرار داد و به سرعت و بدون در نظرگرفتن واقعیات و تحقیقات کافی حکمی برایش صادر کرد ، مسئولیت خواهی باید بطور عمومی باشد و چشم پوشی تبعیض آمیز از کوتاهی برخی کارمندان و نادیده گرفتن قصور آنها ، دادن امتیازات بی دلیل و سختگیری بیش از حد در مورد برخی دیگر انگیزه کار را در اشخاص کاهش خواهد داد ، از توهین به عقل و شعور کارمندان و اینکه آنها به دید افرادی بدون درایت و درک درنظر گرفته شوند باید جداً خود داری شود.
۶- پذیرفتن مسئولیت اشتباهات
کسی که هیچ گاه قبول نمی کند که اشتباه کرده است و همیشه سعی دارد اشتباهات و پی آمدهای این اشتباهات را بر گردن دیگران بیندازد هرگز نمی تواند در عرصه مدیریت به کامیابی دست یابد ، مهترین وظیفه یک مدیر پذیرفتن خطاهایی است که یا مستقیماً توسط او انجام شده و یا توسط مجموعه تحت امرش ، مدیران با صلاحیت بجای طفره رفتن و بهانه آوردن و توجیه کردن های بی ارزش ، همیشه از اشتباهاتشان درس می گیردند و از آنها به عنوان " تجربیات ارزشمند " یاد می کنند ، اعتراف به اشتباه و عذر خواهی در ملاء عام از خصوصیات مدیران با شهامت می باشد.
۷- صداقت در گفتار ، تحقق وعده ها
" هدف هیچ گاه وسیله را توجیه نمی کند؛ " جمله ای ساده ، اما بسیار پر اهمیت در علم مدیریت است ، فردی که صرفاً برای رسیدن به اهداف خود اقدام به دادن وعده های غیر قابل تحقق نموده ( افزایش حقوق ، ارتقای شغلی ، بیمه نمودن کارمندان ... ) و از دروغ گفتن هیچ ابایی ندارد ، ممکن است در کوتاه مدت به موفقیت هایی برسد ، ولی قطعاً در دراز مدت پس از مشخص شدن پوشالی بودن وعده ها ، کارمندان اعتماد خود را به کلی از دست داده و دیگر ارزشی برای صحبت هایش قائل نخواهند بود ، دادن وعده های منطقی ولو اندک و قابل انجام ، بسیار موثرتر است از وعده های پر آب و رنگ اما فریب کارانه ، شفاف سازی نیز یکی از عوامل مهم در ایجاد اعتماد است ، بدین معنی که مدیر نه مشکلات را کوچک نمایی کند و نه دستاوردها را بزرگ نمایی ، بهترین سیاست همواره صداقت است.
۸- انتقاد پذیری
وقتی کارمندان یک اداره آنقدر با مدیر خود احساس راحتی کنند که بتوانند براحتی و بدون ترس ، هرگونه انتقاد منطقی از نحوه عملکرد وی را ابراز نمایند ، رابطه ای بسیار محکم و ارزنده بین آنها بوجود خواهد آمد ، چرا که کارمندان احساس می کنند که انتقاداتشان " شنیده " می شود و دارای اهمیت است و مدیرشان از این انتقادات در جهت رفع نواقص و کاستی ها استقبال می کند ، در بحث مدیریت نوین شنیدن انتقادات و نظرات کارمندان و افراد مرتبط با مجموعه به عنوان یک اصل استراتژیک برای پیشرفت مطرح است ، محفوظ دانستن حق اعتراض قانونمند و منطقی کارمندان نیز از ویژگی های یک مدیر با تدبیر است.
۹- ارتباط با دنیای خارج
مدیران موفق معمولاً دارای روابط عمومی قوی و قدرت برقراری ارتباط با شرکت های دیگر و مشتریان و افراد خارج از مجموعه هستند ، شاید بارها شنیده باشید که عصر امروز ، عصر ارتباطات و انتقال اطلاعات است ، یک نظام مدیریت هرچقدر توانایی بالاتری در برقراری ارتباط با دنیای خارج از مجموعه خود داشته باشد ، از اعتبار و رتبه بالاتری برخوردار خواهد بود ، به هرحال ممکن است برخی از شرکت ها و افراد در خلاف سیاست ها و رویکرد ها باشند و یا حتی به عنوان شرکت رقیب بشمار آیند ، اما این دلیل بر نداشتن ارتباط و تعامل نمی تواند باشد ، یک مدیر متبحر باید به خاطر داشته باشد که " داشتن ارتباط با فردی حقیقی یا حقوقی لزوماً به معنای پذیرفتن دیدگاه های او نیست. "
۱۰- مدیریت اصولی تنش و بحران
اختلاف ، تنش ، درگیری بین کارمندان ، وضعیت های اضطراری ، شرایط مالی ناپایدار و بحران ممکن است در هر اداره و شرکتی بوجود آید ، این وظیفه مدیر است که با درایت ، عدالت و میانجی گری ، بدور از هرگونه برخورد غیر منطقی و اجحاف در حق کارمندان مسئله را حل و فصل کند و آرامش را به فضای شرکت برگرداند.
۱۱- عدم اصرار به حفظ پست و مقام
مدیرانی که هدف آنها فقط پیشرفت همه جانبه شرکت است و به چیزی جز موفقیت مجموعه تحت امرشان نمی اندیشند و نسبت به رفع مشکلات تعصب دارند و مشکلات پیش آمده برای کارمندان و مشتریان را مشکلات خود می بینند ، زمانی که احساس کنند ناکامی های بسیاری بوجود آمده و دیگر توانایی اداره و گرداندن شرکت را ندارند ، هرگز به حفظ سمت خود اصرار نمی ورزند ، بلکه براحتی و بدون تنش و بصورت داوطلبانه استعفاء داده و مسئولیت را به نفری می سپارند که صلاحیت بیشتری داشته باشد ، این موضوع بخصوص در سطوح مدیریتی شرکت های کلان نمود واضح تری پیدا می کند ، مدیرانی که از روی دلسوزی و معیارهای اخلاقی مقام خود را واگذار می کنند ، ارزش بسیار والایی نزد دیگران پیدا خواهند کرد.
۱۲- برنامه ریزی منطقی برای تحقق اهداف کوتاه مدت و بلند مدت
طبیعی است که هر شرکتی باید دارای برنامه و اهداف باشد ، اولاً این اهداف باید در سمت و سوی پیشرفت کلی شرکت باشند و تا حد امکان منافع کارمندان و مشتریان را تامین کنند ، ثانیاً لازم است برنامه ریزی برای رسیدن به این اهداف واقع گرایانه و منطقی باشد ، مدیران با تجربه ، هم در زمینه هدف گذاری و هم در زمینه برنامه ریزی برای محقق کردن آن اهداف بسیار حرفه ای عمل می کنند ، آنها می دانند که رسیدن به هر هدفی ساز و کار خاص خودش را می طلبد و نمی توان بدون در نظر گرفتن زمان و با راه حل های بی پایه و اساس و عجولانه و گاه با پاک کردن صورت مسئله به اهداف والا دست پیدا کرد ، برنامه ریزی ها و روش های اجرایی نادرست معمولا نتایج معکوس به دنبال خواهند داشت.
۱۳- پرهیز از حاشیه سازی
برخی مدیران برای سرپوش گذاشتن بر ناکامی ها و منحرف کردن اذهان کارمندان و مشتریان از آنچه که واقعاً در حال اتفاق افتادن است ، اقدام به ایجاد برخی حاشیه سازی ها می کنند تا به این صورت میزان افت و ضرر مالی شرکت را پنهان نگاه دارند ، داشتن صداقت و بیان شجاعانه شکست ها و عزم راسخ برای حل مشکلات و جبران ضرر ، بدون ایجاد حاشیه و طرح نکردن مسائلی که هیچ ربطی به شرکت ندارد ، از خصوصیات یک مدیر حرفه ای است.
۱۴- ظاهر ، اخلاق و رفتار مناسب
از آنجایی که نقش یک مدیر در الگو پذیری کارمندان بسیار حائز اهمیت می باشد ، داشتن ظاهری آراسته و مرتب ، لباسی در شان مدیریت ، دقت در گفتار ، رعایت اصول اخلاقی و ادب و رفتار پسندیده ، اجتناب ناپذیر است ، یک مدیر واقعی همیشه با رفتار خوب خود به کارمندان می آموزد که چگونه با همدیگر و با مشتریان برخورد کنند.
بازگشت به لیست مطالب آموزشی روانشناسی
کامروا و پیروز باشید
علی نوروزی