انگیزش درونی یکی از مهمترین پایه های پیشرفت و موفقیت است ، اما متاسفانه یا انگیزش درونی وجود ندارد ، یا زود رنگ می بازد ، دلایل آن عبارتند از :

چرا انگیزش ها رنگ می بازند در سایت علی نوروزی

در شما یک انگیزش قوی ایجاد گردیده که شما را به دستیابی هدف و یا آرمانی مشتاق می سازد ، شما جسور ، بی باک ، قوی و مهار نشدنی گشته اید ، اما یکباره واقعیت چهره خود را می نمایاند و خیلی زود آن لحظات پر شور به تاریخ می پیوندد ، آن همه انگیزش و اشتیاق به کجا رفت؟ انگیزش اولیه با گذشت زمان به تدریج محو گردیده ، و ایستایی ، تنبلی و مقاومت نسبت به تغییر و تحول جای آن را می گیرد ، ترس ها ، بهانه ها و عقاید محدود کننده شما را از دستیابی به اهدافتان باز می دارند ، اما علت ناپایداری انگیزش ها در چیست؟

۱- انگیزش احساسی :

انگیزش های احساسی خیلی زود ناپدید می شوند ، ایده های بزرگ شما اکنون ناممکن و غیر عملی بنظر می رسند ، تاکنون چندین مرتبه این ایده های گذرا به ذهن شما خطور کرده اند؟ " من تصمیم دارم کسب و کار مستقل خود را تاسیس و راه اندازی کنم " و یا " من هر طور که شده وزن کم خواهم کرد " ، اما چند دقیقه یا چند روز بعد همه چیز به دست فراموشی سپرده شده است؟ شما در حفظ آن سطح انگیزش نخستین در طول مرحله عمل و تا دستیابی به هدف ناتوان می باشید.

این انگیزش ها مانند یو یو بوده و اثرشان دایمی نیست ، اما انگیزش های عقلانی آنروی سکه می باشند ، هنگامی که شما برای انجام کاری دلایل ، توجیهات و استدلال های عقلانی کافی و محکمی داشته باشید ، دیگر دست به عمل زدن و دستیابی به اهداف دشوار نبوده و مستلزم انگیزش های احساسی تکرارشونده نخواهد بود ، برای مثال چنانچه به این امر واقف باشید که فعالیت بدنی یک عمل منطقی است و برای سلامتی شما مفید است ، دیگرنیازی ندارید تا هر روز خود را از لحاظ احساسی شارژ کنید.

۲- افراد منفی :

افراد منفی همیشه در کمین هستند ، آنها بطور مستقیم و یا غیرمستقیم ، خودآگاه و یا ناخوداگاه می کوشند تا شما را از رسیدن به اهدافتان بازدارند ، آنها شما را مایوس کرده و به شما چنین القا کرده که " نمی توانید " و یا هدفتان " عملی و دست یافتنی نیست ". علت آن نیز واضح است ، چراکه خودشان " نمی توانند " و " نتوانسته اند " ، چنانچه شما به موفقیت دست یابید ، اعتبار آنها به خطر می افتاد ، بنابراین آسان ترین راه را انتخاب می کنند : نگه داشتن شما در سطح خودشان و ممانعت از پیشرفت شما ، اینگونه افراد الزاماً افراد غریبه نیستند ، بلکه ممکن است نزدیکترین کسان شما و صمیمی ترین دوستان شما باشند.

۳- هدف های کوچک :

چنانچه اهداف خود را کوچک و غیر چالش برانگیز انتخاب کنید ، در شما انگیزش کافی برای رسیدن به آنها ایجاد نخواهد شد.

۴- ترس ها :

منشاء ترس ها عدم آگاهی و دانش است ، با آموزش دیدن و فراگیری مهارت ها می توانید بر ترس خود چیره شوید ، بلاتکلیفی و تردید ترس می پروراند ، اما دانش و علم آن را نابود می سازد ، آیا شما در انجام کاری که در آن مهارت دارید ، هراس دارید ؟ مسلماً خیر ، اما چنانچه در کاری ناآزموده و بی تجربه باشید ، از انجام آن می هراسید و طفره می روید ، تعهد به فراگیری و مهارت یافتن در کاری که در شما ایجاد ترس می کند ، لازمه غلبه بر ترس است ، برای مثال اگر می ترسید در جمع صحبت کنید ، مهارتهای سخنرانی در جمع و فن بیان را فرا گیرید.

۵- عدم علاقه :

وقتی شما به هدفی علاقه ندارید و از اعماق وجودتان خواهان آن نیستید ، قوی ترین انگیزش ها نیز در شما اثر نخواهند کرد ، برای مثال اگر شما به بازیگری علاقه مند بوده ، اما در رشته پزشکی در حال تحصیل باشید ، دیر یا زود ضمیر ناخودآگاه شما در مقابل رسیدن به هدف غایی شما که همان پزشک شدن است ، خواهد ایستاد ، چرا که شما خوب به این مسئله واقف هستید که رشته پزشکی آرمان و خواسته حقیقی شما نیست ، بنابراین بدنبال اهدافی بروید که حقیقتا به آنها علاقه دارید ، بدون توجه به مخالفت ها و نوع تفکر دیگران نسبت به خود و اهدافتان.

۶- اهداف غیر واقعی :

مراقب باشید که اهدافتان خارج از توان شما نبوده و دست یافتنی باشند. اهداف چالشی به معنای اهداف تخیلی نیست !

۷- دست کشیدن از تلاش :

دست کشیدن به مثابه برگشت به نقطه آغازین مسیر دستیابی به هدف است ، و زمان ، انرژی ، پول و خیلی چیزهایی که به هدر رفته اند ، دست کشیدن از اهداف و برنامه ها بسیار پر هزینه تر از یافتن راه حل برای مشکلات و موانع می باشد ، البته جدای از احساس ناکامی ای که احساس می شود ، بنابراین هیچ چیز را ناتمام و در نیمه راه رها نکنید.

۸- ترس از شکست :

شما بایستی بیاموزید تا ریسک پذیر باشید ، شکست یک محصول جانبی خیال پردازی و خلاقیت است ، شکست شما را به چالش می کشاند که بیشتر ریسک کنید ، و به شما می آموزد تا به تلاش خود تا دستیابی به هدفتان ادامه دهید ، موانع همواره وجود دارند ، بنابراین آنها را پیش بینی کرده و انتظار بکشید ، با سماجت و پشتکار پیش روی کنید و هرگز متوقف نشوید ، برای موفقیت مصمم باشید ، تمام احتمالات و گزینه ها ( حتی غیرمتعارف و غیر معمول ) را بمنظور حذف موانع پیش رو امتحان کنید ، به خود بقبولانید که شکست یک گزینه نیست.

۹- عدم تعهد به دستیابی به اهداف :

برای ایجاد تعهد لازم است یک سری دلایل مجاب کننده و الزام آور پدید آورید ، برای مثال دوستان و خانواده خود را در جریان اهداف خود قرار دهید ، اکنون از آنجایی که غرور ، اعتبار و خوش قولی شما به مخاطره می افتد ، انگیزش شما پایدارتر و دستیابی به هدف محتمل ترخواهد بود.

۱۰- کمک از متخصصین :

برای دستیابی به اهدافتان از افراد مجرب و کارآزموده کمک بگیرید ، و یا برای رسیدن به اهدافتان یک همراه با اهداف مشترک بیابید ، یافتن همراه از سویی به شما قوت قلب می دهد که تنها نیستید و از سوی دیگربا ایجاد حس رقابت موجب پایداری انگیزش در شما می شود.

۱۱- عادات ها :

عادات و رفتارهایی که شما را از دستیابی به اهدافتان باز می دارند ، تغییردهید ، و همواره بروی هدف اصلی متمرکز شوید و اجازه ندهید مسایل حاشیه ای شما را از هدف اصلی تان منحرف سازد.

۱۲- ایمان به توانایی ها :

حالا که مراحل قبل را بکار گرفتید ، ایمان داشته باشید که هدفتان منطقی ، دست یافتنی و عملی است و موفقیت میسر است.

۱۳- تلاش مداوم :

به خاطر داشته باشید برای دستیابی به اهداف باید با ایستایی و تنبلی جدالی همیشگی داشته باشید و بر آنها غلبه کنید.

بازگشت به لیست مطالب آموزشی روانشناسی

کامروا و پیروز باشید
علی نوروزی