دوست داشتن واقعی چطور است ؟ افراد زیادی ادعای دوست داشتن دارند ، اما اگر می خواهید دوست داشتن واقعی را تشخیص دهید با ما همراه باشید :

دوست داشتن واقعی چطور است در سایت علی نوروزی

یک روز ، زنی با یک مجله در دست پیش شوهرش می آید و می گوید ، « عزیزم ، این مقاله فوق العاده است ، یک فعالیتی را توضیح می دهد که هر دوی ما می توانیم برای بهتر کردن رابطه و ازدواج مان آن را انجام دهیم ، موافقی امتحانش کنیم ؟ »

همسرش می گوید، « حتماً ! »

زن توضیح می دهد ، « این مقاله می گوید که یک روز هر کدام از ما یک لیست جداگانه از چیزهایی درمورد همدیگر که دوست داریم تغییر دهیم تهیه کنیم ، چیزهایی که اذیتمان می کنند ، اشکالات کوچک و از این قبیل و بعد فردای آن روز این لیست را به همدیگر بدهیم ، موافقی ؟ »

شوهر لبخند زده می گوید ، « موافقم ! »

آن روز مرد کاغذی برداشته و در اتاق نشیمن نشست ، زن به اتاق خواب رفت و همان کار را کرد.

روز بعد ، سر میز صبحانه ، زن گفت ، « شروع کنیم ؟ اشکالی ندارد اگر من اول شروع کنم ؟ »

مرد گفت ، « شروع کن. »

زن سه ورق درآورد ، لیست بلندبالایی بود ، شروع به خواندن لیستش کرد ، « عزیزم اصلاً دوستن دارم وقتی … » و همینطور لیست را که از کارهای کوچکی در مورد همسرش که او را اذیت می کرد تشکیل شده بود ، ادامه داد.

مرد احساس کرد خنجری به قلبش وارد شده است ، زن متوجه این قضیه شد و پرسید ، « دوست داری ادامه بدم ؟ »

مرد گفت ، « اشکالی ندارد ، ادامه بده ، می تونم تحمل کنم. »

زن به خواندن ادامه داد.

آخر کار زن گفت ، « خوب تمام شد ! حالا تو شروع کن. »

مرد ورقی را از جیبش درآورد و گفت ، « دیروز از خودم پرسیدم دوست دارم چه تغییراتی در تو ایجاد کنم ، هر چقدر فکر کردم ، حتی یک چیز به ذهنم نرسید. » بعد کاغذ که سفیدِ سفید بود را به همسرش نشان داد ، بعد ادامه داد ، « چون به نظر من ، تو در نقص هایت کاملاً بی نقصی ، من تو را آنطور که هستی قبول کرده ام ، با همه نقاط مثبت و منفی که داری ، من کل این مجموعه را دوست دارم ، تو آدم فوق العاده ای هستی و من واقعاً عاشقتم. »

زن ناراحت شد ، سه ورق کاغذ را در دستانش مچاله کرد و محکم خود را به آغوش همسرش انداخت.

دوست داشتن واقعی چطور است در سایت علی نوروزی

ما به این دلیل دوست داریم آدم ها را تغییر دهیم ، که دوستشان داریم ، اما گاهی اوقات ، انگیزه های ما خالص نیستند ، گاهی وقت ها از روی خجالت دوست داریم که عزیزانمان را تغییر دهیم ، از اینکه دیگران درمورد فرزندان ، همسر ، خواهر و برادرها و والدینمان چه می گویند ، خجالت می کشیم.

یک دلیل دیگر برای میل ما به تغییر آدم ها این است که دچار بیماری مقایسه کردن هستیم ، ازدواج کردن مثل رفتن به رستوران است ؛ وقتی غذایتان را سفارش می دهید ، می فهمید که میز بغلی هم چه غذایی سفارش داده است و یک دفعه از چیزی که سفارش داده بودید ، پشیمان می شوید ، این میل به مقایسه کردن ، مایه بدبختی بسیاری از زندگی های زناشویی است.

اگر همیشه هیکل همسرتان را با جنیفر لوپز مقایسه کنید ، مطمئناً او قادر به رقابت با آن نخواهد بود ، یا اگر درآمد شوهرتان را با بیل گیتس مقایسه کنید ، او هم توان رقابت نخواهد داشت ، خیلی وقت ها ، حتی همسرانمان را با کسی مقایسه می کنیم که اصلاً وجود ندارد ، مثلاً در مورد یک ستاره هالیوودی خیال پردازی می کنیم که اصلاً واقعی نیست ، چون همه نقص ها و عیب و ایرادهای آنها با فتوشاپ یا عمل های زیبایی از بین می رود و خیلی از این ستاره نماها در خلوت خود از وجودشان متنفر هستند.

قبل از اینکه ازدواج کنید ، برای ارزیابی همسر آینده تان باید خیلی دقیق باشید ، همه چیز را بررسی کنید ، ارزش ها ، پیشینه ، اولویت ها ، واکنش ها ، اعتقادات ، همه چیز.... اما وقتی ازدواج کردید ، دیگر دست از ارزیابی کردن بردارید ، از انتقاد کردن دست بکشید ، دیگر وقت درست کردن طرف مقابل تمام شده است ، باید بتوانید او را همانطور که هست تحسین کنید ، از پشت میز قضاوت بیرون بیایید و حس نقاشی را پیدا کنید که می خواهد تصویری زیبا را نقاشی کند ، یک هنرمند همه چیز را همانطور که هست قبول می کند.

وقتی فرد مقابل را بپذیرید و تحسینش کنید ، یک معجزه اتفاق می افتد : فرد مقابل یاد می گیرد خود را بپذیرد و در نتیجه زخم روی دلش التیام یافته و تغییر ها شروع می شود.

چه چیزهایی را دوست دارید و چه چیزهایی را دوست ندارید ؟ ممکن است یک چیز را هم دوست داشته باشید و هم نداشته باشید ، مثلاً تلفن همراهتان ، چرا دوستش دارید ؟ چون هر زمان که خواستید می توانید به کسانی که در دفترچه آن ذخیره هستند زنگ بزنید ، مثل وقت هایی که مثلاً در خیابان پنچر شده اید ، یا به دعا نیاز دارید یا هر چیز دیگر ، چرا ممکن است دوستش نداشته باشید ؟ اینکه آن تعداد آدم هم بتوانند هر زمان که دوست دارند به شما زنگ بزنند ، حتی وقت هایی که دوست دارید استراحت کنید و برای خودتان وقت بگذرانید ، خنده دار است ، اما در مورد روابط هم همینطور است.

چرا عاشق شدید ؟ شوکه نشوید ، اما همان چیزی که باعث شد عاشق یک نفر شوید ، سال های بعد روی اعصاب تان خواهد بود ، شوخی نمی کنیم ، اگر به این دلیل عاشق همسرتان شدید که وقتی در مهمانی او را دیدید بسیار خوش مشرب و بشاش به نظر می رسید ، سال های بعد ملتمسانه دوست دارید زیپ دهان او را بکشید که دست از حرف زدن بردارد ، اگر به این دلیل عاشق شوهرتان شدید که ساکت ، قوی و جدی بود ، امروز دوست دارید بخاطر سرد بودنش خفه اش کنید ، اگر بخاطر زیبایی بی نظیرش عاشق همسرتان شدید ، امروز وقتی مجبور می شوید سه ساعت در ماشین بنشینید تا برای بیرون رفتن آماده شود دوست دارید تک تک موهایتان را بکنید ، یادتان باشد ، هرنقطه قوتی یک ضعف دارد.

باز هم نکته مان را تکرار می کنیم : اگر می خواهید ازدواجی شاد و آرام داشته باشید ، باید دست از اصلاح کردن همسرتان بردارید و شروع به تحسین کردنش کنید.

اینکه باید از اصلاح کردن همسرتان دست بردارید دو دلیل دارد :

اول : اینکه نمی توانید.

دوم : اینکه آدم ها مثل خانه های قدیمی می مانند ، اگر یک جای آنها درست شود ، یک چیز دیگر در آنها خراب می شود.


یادتان باشد ، هیچ وقت نمی توانید کسی را درست کنید ، چون اصلاح کردن دیگران یک کار درونی است ، هیچ وقت از بیرون نمی توان به آن اجبار کرد ، باید دیگران را تحسین و راهنمایی کنید ، باید به آنها آموزش دهید ، اما نباید اجبارکنید ، تنها کاری که باید بکنید این است که همسرتان را دوست داشته باشید و به او برای اصلاح خودش فضا بدهید.

برگرفته از سایت مردمان

بازگشت به لیست مطالب آموزشی روانشناسی

کامروا و پیروز باشید
علی نوروزی