حتما برایتان پیش آمده که به دلیلی جرات نه گفتن به خواسته غیرمنطقی کسی را نداشته اید و خود را در دردسر انداخته اید ، پس این راهکار ها را مطالعه نمایید :
پژوهش ها نشان داده است برای پیشگیری از آسیب های اجتماعی ، ایجاد رفتار قاطعانه از اهمیت خاصی برخوردار است ، به نظر می رسد خیلی از افراد قاطعیت را با رفتارهای پرخاشگرانه و تند اشتباه می گیرند ، اما قاطعیت به معنای پرخاشگری ، عصبانیت و حمله کردن به طرف مقابل نیست.
قاطعیت به معنای ایستادن روی خواسته های خود ، نشان دادن مخالفت ، جرات نه گفتن با کلام درست و عدم موافقت با پدیده ای و ماندن روی نیازهای خود بصورت واضح و مشخص است.
چگونه می توانیم مهارت نه گفتن را در خود افزایش دهیم ؟
۱- در ابتدا مشخص کنیم که چه می خواهیم بگوییم ؟ « بلی » یا « نه » ، اگر مطمئن نیستیم که چه تصمیمی می خواهیم بگیریم ، بگوییم : لازم است مدتی فکر کنم و بگوییم که چه وقت به او پاسخ خواهیم داد ...
۲- نسبت به احساسات ، نیازها ، عقاید و نظرات خودمان ، صادق و روراست باشیم و آن ها را بشناسیم.
۳- درخواست های منطقی خود را مشخص ، و محکم بیان کنیم.
۴- اهداف و مقاصد خود را به روشی مستقیم و صادقانه بیان کنیم.
۵- نقطه نظرات خود را بدون شرمندگی و معذرت خواهی بیان کنیم.
۶- تا جایی که امکان دارد بطور خلاصه دلیل خود را برای مخالفت بگوییم ، اما از دادن توضیحات زیاد خودداری کنیم.
۷- اگر کاملاً متوجه خواسته و پیام طرف مقابلمان نشدیم ، برای روشن شدن موضوع سؤال کنیم و توضیح بخواهیم.
۸- مسئول بودن راجع به رفتار خودمان ، به ما این فرصت را می دهد که احساس خوبی راجع به خود داشته باشیم.
۹- اجازه ندهیم که دوستان ، همکلاسی ها و اطرافیان ما ، رفتار ها ، عقاید و ارزش های خود را به ما تحمیل کنند ، در عوض به آنها این فرصت را بدهیم تا بدانند ما چه فکر و چه احساسی داریم ؟ و چه می خواهیم ؟
۱۰- از کلمه ی « نه » استفاده کنیم و ممکن است لازم باشد در صورت انتخاب آن یک توضیحی نیز بر آن بدهیم ، در واقع مهارت نه گفتن به صورت صحیح یک هنر کاربردی است.
۱۱- وقتی کاری را نمی خواهیم انجام بدهیم ، بگوییم « نه » تا اینکه بگوییم : « ... خوب می دانی ، آخه من اینطور فکر نمی کنم ... » ، چرا که این پاسخ نشانه ی تردید ماست تا قاطعیت.
۱۲- بهتر است به جای عبارت « من نمی توانم ... » یا « من نباید ... » از عبارت « من تصمیم دارم که این کار را نکنم » یا « من نمی خواهم ... » در بیان مخالفت خود استفاده کنیم.
۱۳- شاید لازم باشد در مقابل خواسته دیگران چندین بار امتناع و مخالفت خود را تکرار کنیم ، نیازی نیست هربار توضیحات جدید بدهیم ، فقط « نه » را تکرار کنیم و دلایل اولیه خود را بگوییم.
۱۴- اگر طرف مقابل ما پس از هربار « نه گفتن » ما باز اصرار بر خواسته خود دارد ، سکوت کنیم یا موضوع بحث را عوض کنیم یا حتی می توانیم مکالمه را قطع کرده و محل را ترک کنیم.
۱۵- از سؤالات « چرایی » ( Why question ) اجتناب کنیم ، اینگونه سؤالات باعث حالت تدافعی در طرف مقابل ما می شود.
۱۶- به قوانین دیگران اهمیت و احترام قائل می شویم و آن ها را بشناسیم.
۱۷- می توانیم احساس شخصی را که خواسته ی او را رد کرده ایم ، بیان کنیم تا به او بفهمانیم که متوجه شرایط او هستیم ؛ مانند : « من می دانم که این تو را ناراحت می کند ، اما من ... ».
۱۸- از امتنان خود احساس گناه نکنیم ، این وظیفه ما نیست که در شرایطی که برایمان مقدور نیست مشکلات دیگران را حل کنیم.
۱۹- اگر با تقاضای اولیه فرد ، موافق نیستیم ، اما شما هم انسان شریفی هستید و مایل هستیم به او کمک کنیم ، می توانیم بطور مثال بگوییم : من نمی توانم تمام عصر را بمانم و به تو کمک کنم ، اما می توانم دو ساعت بمانم.
۲۰- ما این حق را داریم که عقیده ی خود را عوض کنیم و به تقاضایی که در ابتدا پاسخ مثبت داده ایم ، حالا پاسخ منفی بدهیم ، البته نه به این خاطر که دلمان می خواهد ! منظور این است که اگر شواهد و دلایل محکمتری یافتیم که با گذشته متفاوت بود ( که این کمک اشتباه است ) می توانیم آن را اعلام کنیم ، اما بهتر است قبل از تصمیم اولیه جوانب را دیده باشیم و زیر قول خود نزنیم.
۲۱- برای نشان دادن احساس عصبانیت و ناراحتی خود از ضمیر « من » و « ما » استفاده کنیم ، به جای آنکه با استفاده از کلمه ی « تو » و « شما » او را سرزنش کرده و انگشت اتمام به سویش بگیریم ، مثلاً مناسب تر است بگوییم : من خیلی ناراحت می شوم وقتی به نظر من توجه نمی کنید تا اینکه بگویید : شما خیلی بی خیال و بی توجه هستید و به نظرات دیگران هیچ ارزشی قائل نمی شوید.
۲۲- در هنگام ارتباط با دیگران از وضعیت بدنی و تُن صدای مناسب استفاده کنیم ؛ مثلاً تُن ضعیف صدا ، شانه های فرد افتاده ، دست های درهم قفل شده و نگاه غیرمستقیم و نامطمئن ، حالت ترس ، تردید و انفعال را در ما نشان می دهد و طرف مقابل را برای درخواست های غیر منطقی اش بی پرواتر می کند ، و برعکس ، داد و فریاد ، سینه های سپر شده ، نگاه گستاخانه و ... نشانه ی پرخاشگری ما و زیرپا گذاشتن قوانین و حقوق دیگران است ؛ یعنی مطمئن باشیم ژست غیرکلامی ما تقویت کننده و منعکس کننده ی پیام کلامی ماست.
۲۳- در هنگام بیان و انتقال پیام خود از ارتباط چشمی مناسب استفاده کنیم و به صورت طرف مقابل نگاه کنیم.
۲۴- در یک فاصله ی مناسب و راحت از طرف مقابل بایستیم یا بنشینیم.
۲۵- از ژست و حالات بدن خود می توانیم برای تأکید آنچه گفته ایم استفاده کنیم.
۲۶- در صورت لزوم پیام خود را تکرار کنیم و اگر فکر می کنیم هدف و پیام ما به خوبی و روشنی دریافت نشده است ، آن را توضیح دهیم.
۲۷- زمانی که در موقعیتی قرار می گیریم که لازم است پاسخ « نه » بگوییم و مخالفت خود را با عقیده نظر و خواست دیگران مطرح کنیم ، همیشه این سؤالات را از خود بپرسیم :
- آیا توانستم پیام خود را هرچه واضح تر و روشن تر بیان کنم ؟
- چقدر در مورد چیزی که می خواستم بگویم بطور خاص و مشخص عمل کردم ؟
- آیا ممکن است دوباره پیام خود را تکرار کنم ؟ آیا با انجام آن احساس راحتی می کنم ؟
- علاوه بر کلام خود ، چگونه از زبان بدنی خود برای انتقال پیامم استفاده کردم ؟
۲۸- در مورد تقاضای خودمان : اگر طرف مقابل بار اول پاسخ منفی به تقاضای ما داد ، آن را تکرار کنیم و خیلی زود از خواسته ی خود با اولین پاسخ منفی نگذریم.
۲۹- از دیگران بخواهیم وقتی با آن ها صحبت می کنیم به نقطه نظرات ما گوش بدهند.
بازگشت به لیست مطالب آموزشی روانشناسی
کامروا و پیروز باشید
علی نوروزی