دوران بلوغ ، یکی از چالش برانگیز ترین دوران های رشد فرزند برای والدین می باشد که اگر به درستی مدیریت شود ، نقش موثری در موفقیت فرزندان شما در آینده خواهد داشت :
بحران بلوغ فرزندمان را چگونه مدیریت کنیم ؟
خطر سقوط یک فرشته
بلوغ ، پدیده ای گسترده و همه جانبه شامل تغییرات جسمی و روانی است که در مرحله انتقال از کودکی به بزرگسالی یعنی دوره نوجوانی رخ می دهد...
بلوغ در سنین ۱۲-۱۱ سالگی تا ۱۹-۱۸ سالگی اتفاق می افتد ، دوره بلوغ حدود ۷ سال طول می کشد و به طور کلی دختران این دوره را راحت تر و بهتر از پسران طی می کنند.
اگرچه همه ما این دوره را سپری کرده ایم ، ولی وقتی در مورد فرزندمان فکر می کنیم ، یادآوری هر دوره ای از مراحل رشد او در ما احساس شوق و شعف و حتی حسرت ایجاد می کند ، اما در دوره نوجوانی قوی ترین حسی که احساس می کنیم ، ترس و خطر است ، ترس از اعتیاد ، ارتباط با دوستان نامناسب و تأثیرپذیری از آنها ، ارتباط با جنس مخالف ، رانندگی بی محابا و رفتارهای پرخطر دیگر ، اگر این دوره همراه با این موارد باشد ، نوجوانی فرزندمان به بدترین دوره رشدی او تبدیل می شود.
والدین معمولاً با ترس و نگرانی منتظرند تا دوره بلوغ به اتمام برسد ، در دوره نوجوانی تغییراتی در رفتار و منش نوجوان رخ می دهد که آگاهی از آنها باعث می شود والدین با تسلط و اطمینان خاطر بیشتری با این دوره روبرو شوند.
اجتماعی شدن در دوران بلوغ
در این دوره نوجوان دنیای بیرون را به محیط خانه و خانواده ترجیح می دهد و از خانه و افراد خانواده فاصله می گیرد ، دوست دارد بیشتر اوقات خود را با دوستانش در محیط بیرون از منزل بگذراند و به شرکت در فعالیت های گروهی تمایل دارد ، این نوع رفتار در این دوره طبیعی است و در صورتی که والدین این پدیده رشدی طبیعی و رفتار نوجوان را به بی مهری او به خانواده ، رفیق طلبی و انحراف اخلاقی نسبت دهند ، ارتباط مثبت با فرزند شان را از دست می دهند.
تمایل به استقلال در دوران بلوغ
در دوره بلوغ ، نوجوان فاصله عاطفی اش را با والدین زیاد می کند ، به عبارت دیگر رابطه کمتری با خانواده دارد و صدایی از درونش به او می گوید : " باید از جمع خانواده دور شوم تا بندی را که من را به والدین می چسباند ، کمی سست شود و بتوانم به تنهایی و مستقل برای زندگی ام تصمیم بگیرم. " ، البته این ندای درونی ، صدای سالمی است ، ولی در بیشتر موارد ، والدین از این نوع رفتار فرزند تعبیر بدی دارند و آن را بی مهری و فاصله گرفتن می دانند ، توصیه می شود والدین به فرزندان خود اجازه استقلال و عدم وابستگی بدهند ، قطعاً دخالت در امور نوجوان به صورت گسترده ، با مقاومت او به شکل پرخاشگری ، فحاشی و بی احترامی همراه می شود.
منفی گرایی در دوران بلوغ
ممکن است وقتی نظر فرزند خود را در مورد موضوعی می پرسید ، نظری مخالف نظر شما بدهد ، بهتر است این مسئله را بپذیرید که نوجوان در واقع با این منفی گرایی تلاش می کند به والدین و اطرافیانش بفهماند که تفکر و راه خاص خود را دارد و می خواهد عدم وابستگی اش را نشان دهد.
تقاضای حریم خصوصی در دوران بلوغ
در هیچ دوره ای به اندازه دوره نوجوانی ، حفظ حریم و مرزهای خصوصی فرد اهمیت ندارد ، نوجوان نمی خواهد کسی به حریم خصوصی او وارد شود ، در اتاقش را قفل می کند ، پنهانی چیزهایی می نویسد، نمی خواهد کسی دفترچه خاطرات و نوشته هایش را بخواند و دوست ندارد کسی به کشوی میز و کمد او دست بزند ، بهتر است حریم خصوصی فرزندتان را حفظ کنید و از طریق رابطه ای صحیح و مثبت با او اطلاعات لازم را به دست آورید ، نه پنهانی و مخفیانه ، چرا که در این صورت نوجوان در مقابل شما جبهه گیری می کند و رابطه شما با او خراب می شود.
تفکر خودمحور در دوران بلوغ
در این دوره نوجوان ، خود را در مرکز هستی می بیند و فکر می کند فقط خودش است و دنیا و تفکراتش ، به همین دلیل نظرات شخص مقابل برایش قابل فهم نیست و این همان چیزی است که ما آن را به " خودرأیـی " و " لجاجت " تعبیر می کنیم.
الگوبرداری از دیگران در دوران بلوغ
در دوره بلوغ ، نوجوان به همراه و الگو نیاز دارد ، اگر تنها بماند و اگر کسی نباشد که الگوی مناسبی در اختیارش بگذارد ، خطر آغاز می شود ، در این دوره نوجوان مرتب از دیگران الگوبرداری می کند ( چیزهایی را از دیگران قرض می گیرد ) ، الگوهایی مانند طرز حرف زدن ، لباس پوشیدن ، رفتارکردن در زمان های مختلف و... ) و آنها را برای خود درونی می کند ، معمولاً برخلاف میل والدین ، الگوهای خود را بیشتر از محیط بیرون انتخاب می کند و ممکن است از دید او ، والدین الگوی مناسبی نباشند.
شکل گیری شخصیت و هویت در دوران بلوغ
هرچه به اواخر دوران بلوغ نزدیک می شویم ، نوجوان چیزهای قرض گرفته شده از الگوهایش را درونی تر می کند و شخصیت خاص خــود را می یابد ، حال دیگر می داند کیست ، از زندگی چه می خواهد ، کجا می خواهد برود ، علاقه مندی هایش چیست و برنامه اش برای شغل ، ادامه تحصیل و ازدواج چیست.
شناخت جنسیت در دوران بلوغ
شناخت جنسیت یکی از تغییرات دوران نوجوانی است که بیشترین ترس و اضطراب را در والدین برمی انگیزد ، در این دوره نوجوان جنس مخالف را می شناسد و اقدام به برقراری ارتباط با وی می کند ، از تکالیف مهم این مرحله رشدی ، این است که نوجوان به درجه ای از بلوغ فکری برسد که جنسی شدن را انکار یا افراط نکند ، به این معنا که نه در ایجاد رابطه زیاده روی کند و نه اینکه مشکلی در برقراری ارتباط با جنس مخالف داشته باشد و جنس مخالف خود را به طریق سالمی بپذیرد.
برای بیشتر والدین ، صحبت کردن با فرزندان در مورد رفتار و روابط جنسی مشکل است ، والدین باید بر اساس سطح کنجکاوی و نیازهای فردی فرزندشان به سوالات آنها پاسخ دهند و در مورد مسئولیت ها و پیامدهای ناشی از فعالیت جنسی صحبت کنند ، بارداری ، بیماری های مقاربتی و روش های مدارا با احساسات جنسی ، مسایل مهمی هستند که باید با نوجوانان در باره آنها صحبت شود ، نوجوانان مجبورند به شدت با احساسات جنسی خود ، استمنا ، قاعدگی ، سردرگمی در مورد هویت جنسی و چگونگی رفتار جنسی در یک ارتباط ، کنار بیایند و نیازها و احساسات و رفتار خود را با خانواده ، مذهب و فرهنگ خود هماهنگ کنند.
صحبت با نوجوانان ، ارتباط باز و آشکار و دادن اطلاعات صحیح ، شانس اینکه نوجوانان بهترین تصمیم خود را بگیرند ، بهترین انتخاب خود را انجام دهند ، ارتباط جنسی را به تعویق بیندازند و بفهمند که این تصمیم ها به مسئولیت پذیری و بلوغ فکری نیاز دارد را افزایش می دهد.
دکتر فریبا عربگل - فوق تخصص روان پزشکی کودک و نوجوان
بازگشت به لیست مطالب آموزشی روانشناسی
کامروا و پیروز باشید
علی نوروزی