احتمالا شما هم این دروغ ها را از دیگران ( بر اساس نا آگاهی ایشان یا ... ) در خصوص ازدواج شنیده اید ، پس چشمان خود را باز کنید و درست تصمیم بگیرید :
فقط بعد از اینکه چند سال از زندگی زناشوییتان گذشته باشد ، خواهید فهمید که بخشی از تصورات تان راجع به ازدواج و زندگی زناشویی ، خیالات و تصورات غیرواقعی از زندگی بوده است و زندگی را نمی توان با شانس و رویاهای غیر واقعی ساخت ، بنابراین بهتر است قبل از آن که در دام این دروغ ها بیفتید ، از آنها مطلع شوید !
دروغ اول : عشق کافی است !
واقعیت این است که عشق ورزی نمی تواند دلیل کافی برای شروع یک زندگی زناشویی باشد ، اگر چه که وجود عشق در زندگی ضروری است ، ولی این همه چیزی نیست که بتوان زندگی را برآن استوار کرد ، شما برای داشتن یک زندگی شاد و سالم به مجموعه ای از امکانات و لوازم احتیاج دارید و عشق فقط یکی از آنها است ، شما در زندگی به تفاهم ، اخلاقیات ، رفاه مالی و مشترکات فرهنگی نیز احتیاج دارید و عشق نمی تواند جای هیچ کدامشان را پر کند ، هر چند که اگر عاشق باشید در نهایت صبر و تحمل بیشتری خواهید داشت. ( متاسفانه نسل جدید درک کمتری از عشق دارند و با رواج روابط آزاد ، هوس و جاذبه جنسی را به اشتباه عشق تعبیر می کنند )
دروغ دوم : باید بگویید و بشنوید
در دنیایی زندگی می کنید که شما را تشویق می کنند تا درباره احساسات و نیازهایتان صحبت کنید ، اما یادتان نمی دهند که میان احساسات غلط و احساسات درست تفاوتی قایل شوید ، بیشتر اوقات حرف زدن درباره احساسات بدون ملاحظه این که احساسات شما چه تاثیری در شنونده می گذارد ، بیشتر از اینکه برایتان مفید باشد ، آسیب زننده است ، اگر یاد بگیرید که یک رابطه درست و منطقی با همسرتان برقرار کنید بسیار مفیدتر خواهد بود تا اینکه برای حل مشکلات و اختلافات زناشویی تان بدون اینکه شناخت درستی از طرف مقابل داشته باشید ، فقط از احساسات و نیازهایتان بگویید.
دروغ سوم : آدم ها تغییر نمی کنند
واقعیت این است که بسیاری از مردم روش اشتباهی را برای تغییر و بهبود روابطشان ، انتخاب می کنند و زمانی که به نتیجه دلخواهشان نمی رسند می گویند « آدم ها تغییر نمی کنند » ، شاید شما نیز از آن دسته کسانی باشید که از تغییر دادن خودتان می ترسید و به جای مواجهه از آن فرار می کنید ، اما تغییر کار سختی نیست و شما نباید به خودتان دروغ بگویید ، همه چیز به خواسته شما برمی گردد و اینکه چقدر خواهان این هستید که در خودتان و در زندگی تان تغییر ایجاد کنید ، در واقع منظور این است که برای اینکه صورت مسئله را پاک کنیم و مسئله را بظاهر از سر خود بازکنیم ، با آن چنین برخوردی داشته باشیم ، فقط در موارد خاص و خیلی بزرگ هست که بهتر است قبل از ازدواج خودمان را با تصور تغییر طرف مقابلمان در آینده گول نزنیم !
دروغ چهارم : با ازدواج زندگی متفاوتی را شروع می کنید
هر نگاهی که به زندگی دارید متاثر از نوع تربیت تان و نوع نگاه های خانواده تان است ، از نوع برخورد شما با مشکلات گرفته تا جایگاهی که برای همسرتان در زندگی قائل می شوید ، شاید شما پدر یا مادرتان را زیاد نبینید و رفت و آمد کمی با هم داشته باشید ، اما نمی توانید منکر نوع تربیت خودتان بشوید ، به نظر می رسد که آنها مانند ریسمانی محکم به شما متصل هستند ، به همین شکل ، خانواده همسرتان هم به طور غیر مستقیم و از طریق تربیت همسرتان روی زندگی شما سایه می اندازند.
دروغ پنجم : مسئولیت ها را عادلانه تقسیم کنید
یکی از شعارهای ازدواج های مدرن این است که همه مسئولیت های زندگی باید عادلانه و بین زن وشوهر تقسیم شود ، مسئولیت های کار در خارج از خانه ، خانه داری و همه تصمیم گیری ها باید بین زن و شوهر تقسیم شود و هر کدام باید سهم خودش را ادا کند ! در چنین تعریفی از وظایف زناشویی ، مردان همسرشان را نیز مسئول هزینه های مالی خانواده می دانند و برای خرج های زندگی به تنهایی تصمیم نمی گیرند و حتی زمانی که مشکل و مسئله ای پیش می آید هر دو نفر خود را مسئول و موظف می دانند ، این سبک تقسیم عادلانه وظایف اگرچه مزایا و محاسنی دارد و مطابق با نوع زندگی امروزی است ، اما واقعیت این است که در این بین حقیقت مهمی نادیده گرفته می شود.
مردان احساس می کنند در جایگاه درستی قرار نگرفته اند و کارهایی که می کنند نادیده گرفته می شود ، بنابر این به راحتی از زیر بار وظایفشان شانه خالی می کنند ، در عین حال زنان گمان می کنند که بیش از توانشان برای زندگی وقت و انرژی می گذارند ، زنان شاغل این دغدغه را دارند که باید به خانه بروند و به همسر و فرزندانشان رسیدگی کنند ، در این بین فرزندان هم همیشه احساس می کنند که به اندازه کافی به آنها توجه نمی شود.
دروغ ششم : بچه باعث استحکام زندگی است
زندگی را با این ذهنیت شروع نکنید که بچه دار شدن می تواند پایه های زندگی تان را محکم کند ، شرط اول برای محکم بودن پایه های زندگی ، انتخاب درست و تفاهم است ، اگر در زندگی زناشویی تان مشکل داشته باشید و نتوانید اختلافاتتان را حل کنید ، بچه دار شدن نمی تواند بدبختی شما را به خوشبختی تبدیل کند ، حتی گاهی بچه ها می توانند تهدید بزرگی در این نوع زندگی باشند ، یادتان باشد شما مسئول نیازهای روحی ، معنوی و مادی فرزندتان هستید و زمانی که نتوانید پاسخگوی این نیازها باشید یعنی هنوز صلاحیت پدر یا مادر شدن را ندارید.
دروغ هفتم : همه مشکلات حل شدنی است
اگر در ابتدای نامزدی متوجه شدید که با همسرتان اختلافات اساسی دارید و به تفاهم نمی رسید ، منتظر نباشید تا زمان همه چیز را حل کند !! از همان روزهای اول به دنبال راه حل باشید ، یکی از نصیحت های عامیانه این است که زمان همه چیز را حل می کند ، این یک دروغ بزرگ است ، زمان نمی تواند مشکلی را حل کند ، خصوصا اگر خودتان نخواهید ، نمی توانید به این امید که به مرور زمان اختلافات رنگ ببازند ، آنها را نادیده بگیرید ، اگر آنها را به حال خود بگذارید مشکلات بیشتری ایجاد خواهد شد ، مشکلات حل نشده مثل زخم های کهنه هستند ، اگر درمان نشوند روزی سر باز می نند ، پس به زمان دل نبندید ، در واقع کاربرد دوران نامزدی همین است که اگر به مشکل بزرگ و مهمی برخوردید که حل شدن آن منطقی نمی باشد ، رابطه را پایان دهید ( قبل از اینکه درگیر مسائل قانونی ازدواج رسمی بشوید )
بازگشت به لیست مطالب آموزشی روانشناسی
کامروا و پیروز باشید
علی نوروزی