حکایتی کوتاه و آموزنده :

داستان حسادت در سایت علی نوروزی

زن و شوهری به هنگام گذاراندن تعطیلات خود در یکی از ایالت آمریکا برای تماشای قایق هایی که از صید ماهی و خرچنگ باز می گشتند، به بندرگاه رفتند.

یکی از قایق ها درنزدیکی آنها پهلو گرفت و قایق رانان سطل های پر از خرچنگ را که تازه به دامشان انداخته بودند ، از قایق تخلیه کردند. زن با مشاهده ی خیل خرچنگ هایی که در داخل سطلی به این طرف و آن طرف می دویدند به وجد آمد.

او متوجه شد به محض اینکه یکی از خرچنگ ها شروع به صعود از کناره ی سطل می کند،خرچنگ های دیگر بی درنگ آن را پایین می کشند و خرچنگ دوباره سعی می کند خود را از سطل بیرون بکشد، به شرطی که خرچنگ های دیگر آن را مجددا پایین نکشند!

شکی نیست که از این حرکت خرچنگ ها می توان به اثرات نیرومند حسادت و طبیعت انسانها نیز پی برد، برخی از ما انسان ها به محض مشاهده ی این که کسی با عزم راسخ در صدد بالا کشیدن خود از سطل است، بی درنگ دست به کار می شویم و با نیروی بازدارنده خود ، او را در یک چشم به هم زدن پایین می کشیم! این در حالی است که ما بایستی در جهت ارتقاء و پشتیبانی همدیگر کوشا باشیم . شما اینطور فکر نمی کنید؟

کامروا و پیروز باشید
علی نوروزی