نکاتی بسیار قابل تامل درباره فقر :
فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت!
فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه!
فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی، اما ماجرای مبارزات بابک خرمدین رو ندونی!
فقر اینه که از بابک و افشین و سیاوش و مولوی و رودکی و خیام چیزی جز اسم ندونی، اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنی!
فقر اینه که وقتی با زنت می ری بیرون مدام بهش گوشزد کنی که موها و گردنشو بپوشونه، وقتی تنها میری بیرون جلو پای زن یکی دیگه ترمز بزنی و بهش بگی خوششششگلهههه!
فقر اینه که وقتی کسی ازت می پرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی؟ برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی!
فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه!
فقر اینه که کلی پول بدی و یک عینک دیور تقلبی بخری، اما فلان کتاب یا آموزش که بهش نیاز داری رو نمی خری!
فقر اینه که حاجی بازاری باشی و پولت از پارو بالا بره، اما کفش هات واکس نداشته باشه و بوی عرق زیر بغلت حجره ات رو برداشته باشه!
فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابون های اروپا تعریف کنی!
فقر اینه که میلیون ها تومان پول مبلمان بدی، اما غیر از ترکیه هیچ کشور خارجی رو ندیده باشی!
فقر اینه که ماشین چندصد میلیون تومانی یا میلیارد تومانی سوار بشی و قوانین رانندگی رو رعایت نکنی!
فقر اینه که بری تو خیابون و شعار بدی که دموکراسی می خوای، تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست بهت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته!
فقر اینه که ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام از غذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری!
فقر اینه که تولستوی و داستایوفسکی و نویسندگان بزرگ ایران همچون دکتر زرین کوب برات چیزی بیش از یک اسم نباشند، اما تلویزیون خونه ات صبح تا شب روشن باشه!
فقر اینه که وقتی ازت بپرسن سرگرمی و هابی های تو چی هستند؟ بعد از یک مکث طولانی بگی موزیک و تلویزیون!
فقر اینه که در اوقات فراغت به جای سوزاندن چربی های بدنت، بنزین بسوزانی!
فقر اینه که با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن و چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی!
فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت (یخچال هایت) باشه! (البته امروزه کتاب های دیجیتال جایگزین کتاب های کاغذی شدند و اینجا منظور مفهوم اهمیت هستش)
فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه!
دیگه چقدر از این موارد رو خودتون می تونید مثال بزنید که متاسفانه در جامعه امروزمون کم نیستند؟! اینکه به گذشته ایرانمون ببالیم که مظهر انسانیت و علم و ادب و فرهنگ بودیم کافی نیست... امروز برای گفتن چی داریم؟! فقط با خواست تک تک ماست که باز می تونیم ایران واقعی رو به خودمون و جهانیان نشون بدیم... پس بیایید از خودمون و عزیزانمون شروع کنیم...
اگر با ما همصدا هستید، لینک ( آدرس الکترونیکی ) این صفحه را برای دوستان خود ارسال کنید...
کامروا و پیروز باشید
علی نوروزی