واقعیتی صمیمانه ، کوتاه و آموزنده :

می توان با او صمیمی حرف زد در سایت علی نوروزی

یادمه وقتی برای اولین بار بادبادک برادر کوچکم رو هوا کردیم، داداشم خیلی ذوق کرده بود. اولین بار بود که بادبادک بازی می کرد. حسابی ذوق زده شده بود. وسط این شادی کودکانه یکهو فریاد زد: " آخ جون! الان خدا هم خوشحال میشه بادبادکم پیششه!! "

یه بار دیگه هم یادمه داشتم درس می خوندم . اومد گفت : آبجی؟ تو بزرگ شدی که داری درس می خونی؟!

گفتم اره.

گفت: یعنی بزرگتر از این هم میشی؟ یعنی قدت از این هم بلندتر میشه؟!

گفتم اره داداشی...

یکهو انگار یه کشف شگفت انگیز کرده باشه گفت: اَ !! یعنی این قدر قدت بلند میشه که می رسی به خدا؟!!!....

گفتم: .... نه! هیچی نگفتم! فقط توی دلم به ایمان کودکانه اش غبطه خوردم.

گریه ام گرفته بود! خدا توی ذهنش خیلی با صفا و دوست داشتنی بود. توی ذهنش خدا مجسمه نبود...همه کاره بود. همه جا خدا رو می دید. توی آسمون، روی زمین ، توی تخت خواب کودکانه اش، وقتی به خدا شب به خیر می گفت ... همه جا .. همه جا!

گریه ام گرفته بود! از این که می دیدم توی دنیای ما آدم بزرگا خدا یه کسیه دور از همه ، یه جاییه دور از همه ، که فقط وقتی مشکل و حاجت داریم یادش می افتیم، اما خدا توی دنیای این بچه ی ۵ ساله خیلی نزدیک بود! اون قدر نزدیک که حتی وقت بادبادک بازی خدا رو توی شادی کودکانه اش شرکت می داد! اون قدر نزدیک که به راحتی، با زبون ساده باهاش حرف می زد و برای صحبت با خدا چندین ساعت دنبال کلمه نمی گشت...

نمی دونم چی شد یاد تجدید خاطره افتادم! اصلا نمی دونم چرا اینها رو نوشتم، شاید... چون دلم برای خدا تنگ شده بود. دلم برای صاف و ساده با خدا حرف زدن ، قربون صدقه ی خدا رفتن، برای خدا نامه دادن، گل فرستادن، با خدا شادی کردن، با خدا گریه کردن، با خدا ... برای با خدا بودن تنگ شده بود..!

به قول شاعر :

می توان با او صمیمی حرف زد

مثل یاران قدیمی حرف زد

بیاییم مثه دوست اونم یه دوست قدیمی با خدامون حرف بزنیم... باهاش راحت باشیم... نیاز نیست برای حرف زدن باهاش حتما دنبال کلمه های عربی یا عجیب و غریب بگردیم!!! نیاز نیست برای حرف زدن باهاش فکر کنیم، وقتی می دونیم که باز به قول شاعر :

اوست... دوستی، از من به من نزدیکتر

از رگ گردن به من نزدیکتر

باهاش غریبی نکنیم ... او منتظر صدای بندگانشه .... عاشق بندگانشه ... باهاش غریبی نکنیم ... که او خداست ....!

کامروا و پیروز باشید
علی نوروزی