حکایتی کوتاه ، زیبا و آموزنده :
راهبی کنار جاده نشسته بود و با چشمان بسته در حال تفکر بود. ناگهان تمرکزش با صدای گوش خراش یک سامورایی به هم خورد : پیرمرد ، بهشت و جهنم را به من نشان بده !
راهب به سامورایی نگاهی کرد و لبخند زد. سامورایی از اینکه راهب بی توجه به شمشیرش فقط به او لبخند می زند ، برآشفته شد ، شمشیرش را بالا برد تا گردن راهب را بزند !
راهب به آرامی گفت : خشم تو نشانه ی جهنم است.
سامورایی با این حرف آرام شد، نگاهی به چهره راهب انداخت و به او لبخند زد.
آنگاه راهب گفت : این هم نشانه ی بهشت.
شما چی دوستان خوبم ؟
آیا نشانه خوبی برای بهشت هستین ؟
بدونید که خدا ما رو آفریده تا نشونه نیکویی خدا باشیم.
آیا نشونه خوبی هستید ؟ اگه نیستید تلاش کنید. سخت نیست.
بیاییم همیشه با لبخند زدن به دیگران نشانه بهشت باشیم برای دیگران.
کامروا و پیروز باشید
علی نوروزی