داستان کوتاه ، زیبا و آموزنده :

داستان کوتاه عشق بی منت در سایت علی نوروزی

خانه های ژاپن با دیوار هایی ساخته شده است که دارای فضای خالی هستند و آن را با چوب می پو شانند.

در یکی از شهرهای ژاپن ، مردی دیوار خانه اش را برای نو سازی خراب می کرد که مارمولکی دید. میخ از قسمت بیرونی دیوار به پایین کوبیده شده و به اصطلاح مارمولک را میخکوب کرده بود.

مرد چشم بادامی ، دلش سوخت و کنجکاو شد. وقتی موقعیت میخ را با دقت بررسی کرد حیرت زده شد و فهمید این میخ سال ها پیش هنگام ساخت خانه به دیوار کوبیده شده اما... در این مدت طولانی چه اتفاقی افتاده است ؟! چگونه مارمولک در این مدت طولانی و در چنین موقعیتی زنده مانده ؟! آن هم در یک فضای تاریک و بدون حرکت ؟! چنین چیری امکان ندارد و غیر قابل تصور است !

شهروند ژاپنی متحیر از این صحنه ، دست از کار کشید و به تماشای مارمولک نشست. این جانور در سال های گذشته چه کار می کرده ؟ چگونه و چی می خورده ؟

محو نگاه به جانور اسرارآمیز شده بود که سر و کله مارمولک دیگری پیدا شد. این مارمولک ، تکه غذایی به دهان گرفته و برای جفتش برده بود .

مرد ژاپنی ، ناخواسته انگشت به لب گذاشت و به خود گفت : سال ها مراقبت بی منت ؛ چه عشق قشنگ و بی کلکی ، چطور موجودی به این کوچکی می تواند عشقی به این بزرگی داشته باشد اما خیلی وقت ها ما انسان ها از هم گریزانیم و به فکر استفاده از هم هستیم ؟!

کامروا و پیروز باشید
علی نوروزی