حکایتی واقعی ، کوتاه و آموزنده :
یکی از جانبازان جنگ تحمیلی که پس از مجروح شدن به علت وضع وخیمش به ایتالیا اعزام شده بود و در یکی از بیمارستان های شهر رم به مداوا مشغول بود. از قضا متوجه می شود که خانم پرستاری که از او مراقبت می کند نام خانوادگی اش " مالدینی " است ، ابتدا تصور می کند که تشابه اسمی باشد ، اما در نهایت از او سوال می کند که آیا با پائولو مالدینی ستاره شهیر تیم میلان ایتالیا نسبتی دارد ؟
خانم پرستار در پاسخ می گوید که پائولو مالدینی برادر وی می باشد ، هموطن جانباز نیز در حالی که بسیار خوشحال شده بود از خانم پرستار خواهش می کند که اگر ممکن است عکسی از پائولو مالدینی برایش به یادگار بیاورد و خانم پرستار قول می دهد که برایش تهیه کند.
صبح روز بعد هموطن جانباز هنگامی که از خواب بیدار می شود ، کنار تخت خود مالدینی را می بیند که با یک دسته گل به انتظار بیدار شدنش نشسته است ...
مالدینی از شهر میلان واقع در شمال غربی ایتالیا به شهر رم واقع در مرکز کشور ایتالیا که فاصله ای حدودا ششصد کیلومتری دارد آمده بود تا از این جانباز جنگی که تنها خواستار داشتن عکس یادگاری از او بود و به آن حد هم راضی بود عیادت کند !
تنها انسانیت است که می ماند ، مهم نیست اهل کجا هستیم و چه کیش و آیینی داریم و دارایی ما چقدر است و ... بلکه مهم این است که در درونمان چه کسی هستیم.
کامروا و پیروز باشید
علی نوروزی