پس از کوروش بزرگ ، داریوش بزرگ یکی از بزرگ ترین مردان تاریخ ایران بوده است ، و از همین وصیت کوتاه ، می توان به بزرگی و اقتدار این بزرگ مرد پی برد :
آخرین سخنان داریوش بزرگ ( وصیت نامه )
مقدمه :
تاریخ ایران حکایت از آن دارد که مردانی بس بزرگ در ایران زیسته اند و ازخود یادگارهای بزرگی فکری و فرهنگی و... بجای گذاشته اند ، بر ماست که اینان را بشناسم و بدانیم میراث دار سرزمینی بزرگ هستیم که سابقه طولانی در فرهنگ و تمدن و هنر دارد ؛ وظیفه ما بالیدن صرف به داشته های گذشته مان نیست ( روایت اینها صرفا بخاطر بالا رفتن عزت نفس هر ایرانی ؛ لازم است تا بداند اگر بخواهد از هیچ تمدنی چیزی کم نداشته است و نخواهد داشت ) ما می خواهیم با معرفی نکات برجسته تمدن های گذشته به هویت ایرانی خود بیشتر آگاه شویم و بدانیم رسالت پاسبانی از این میراث کار بزرگی است.
در اینجا با این طرز نگاه وصیت نامه داریوش شاه بزرگ هخامنشی ( که بعد از کوروش سهم عظیمی در تمدن ایران باستان دارد ) را آورده ایم...
متن وصیت نامه :
اینک که من از دنیا می روم بیست و پنج کشور جزو امپراطوری ایران است و درتمام این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان در آن کشورها دارای احترام هستند و مردم کشورها نیز در ایران دارای احترام می باشند ، جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها بکوشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنها را محترم بشمارد .
اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد ، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست ، بلکه به ثروت نیز هست ، البته بخاطر داشته باش که تو باید به این ذخیره بیافزایی ، نه اینکه از آن بکاهی ، من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن ، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند ، اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان ، مادرت آتوسا بر من حق دارد ، پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .
ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که با سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه است در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن بوجود نمی آید و غله در این انبارها چند سال می ماند ، بدون اینکه فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه دهی تا اینکه همواره آذوقه دو یا سه سال کشور در انبارها موجود باشد و هر ساله بعد از اینکه غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسر خواربار استفاده کن و غله جدید بعد ازاینکه زیاد شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ، ولو دو و یا سه سال پیاپی خشکسالی شود .
هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است ، چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند ، نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی ، چون با تو دوست هستند و تو ناچاری که رعایت دوستی بنمایی ....
کانالی که من می خواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و اتمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد و تو باید آن را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .
اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در قلمرو ایران نظم و امنیت برقرار شود ، ولی فرصت نکردم سپاهی به یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی و با یک ارتش نیرومند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .
توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده ، چون هر دوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو را از خود دور نما ، هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن و برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند برای مالیات قانونی وضع کردم که تماس عمال دیوان را با مردم خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت .
افسران و سربازان ارتش را راضی نگهدار و با آنها بدرفتاری نکن ، اگر با آنها بدرفتاری کنی ، آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند ، اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ، ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها به این طور خواهد بود که دست روی دست گذارده و تسلیم می شوند تا اینکه وسیله شکست خوردنت را فراهم نمایند .
امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند ، تا اینکه فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر قدر که فهم و عقل آنها زیادتر شود ، تو با اطمینان بیشتر می توانی سلطنت نمایی ، همواره حامی کیش یزدان پرستی باش ، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی کنند و پیوسته بخاطر داشته باش که هر کس باید آزاد باشد که از هر کیش که میل دارد پیروی نماید .
بعداز اینکه من زندگی را بدرود گفتم ، بدن مرا بشوی و آنگاه کفنی را که خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قیر بگذار ، اما مقبره مرا که موجود است مسدود نکن تا هر زمان که می توانی وارد قبر شوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی من که پدر تو و پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد ، زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد ، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد یا یک خوارکن ، هیچ کس در این جهان باقی نمی ماند ، اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من شوی و تابوت را ببینی ، غرور و خودخواهی بر تو غلبه نخواهد کرد ، اما وقتی مرگ را نزدیک خود دیدی ، بگو که قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبرتو را باز نگه دارد ، تا اینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند .
زنهار ، زنهار ، هرگز هم مدعی و هم قاضی نشو ، اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر نماید ، زیرا کسی که مدعی است ، اگر قاضی هم بشود ظلم خواهد کرد .
هرگز از آباد کردن دست برندار ، زیرا اگر دست از آباد کردن برداری ، کشور تو رو به ویرانی خواهد رفت ، زیرا قاعده این است که وقتی کشور آباد نمی شود ، بطرف ویرانی می رود ، در آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول اهمیت قرار بده ، عفو و سخاوت را فراموش نکن و بدان که بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ، ولی عفو فقط باید موقعی بکاررود که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطاکار را عفو کنی ظلم کرده ای ، زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .
بیش از این چیزی نمی گویم و این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضر هستند کردم تا اینکه بدانند ، قبل از مرگ ، من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید ، زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است .
مرور بقیه مطالب جالب ایران شناسی
کامروا و پیروز باشید
علی نوروزی